نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
حمید سیلاوی_چالش های اقتصادی وسیاسی پیش روی منطقه از زمان جنگ های پس ازحمله رژیم اسراییل به ایران درژوین۲۰۲۵و حملات بعدی آمریکایی_اسراییلی در فوریه۲۰۲۶ وادامه درگیری ایران و آمریکا بر سرکنترل کشتیرانی در خلیج فارس و تنگه هرمز، ابعادتازه ای یافته است. رژیم اسراییل هدف ازحمله در جنگ ۱۲روزه رانابودی برنامه هسته ای و موشکی،تغییرساختار سیاسی،کاهش تهدیدات منطقه ای وشکستن اقتدار ایران،اعلام کرد. درجنگ۴۰روزه،هدف آمریکا ورژیم اسراییل،نابودی برنامه هسته ای ایران جهت دفع تهدیدات، جلوگیری ازساخت سلاح هسته ای، ازبین بردن توان نظامی، موشکی،پهبادی ودریایی،تغییر نظام سیاسی ایران،تصرف جزیره خارک وکنترل تنگه هرمز اعلام نمودند. نبرد۴۰روزه ایران وآمریکایی_ اسراییلی بی نتیجه فروکش کرد، ولی طرفین را وادار به تغییر ابزار کرد.آمریکا به فشاراقتصادی، محاصره دریایی وحملات پراکنده روی آورد،درمقابل ایران به داشتن جغرافیای برتر درتسلط برخلیج فارس و تنگه هرمز و محاصره مقابله به مثل کشورهای هم پیمان آمریکا،بر آن تکیه داد.هرچند این برگ برنده دوسر دارد:بسته مانده تنگه هرمز،محاصره دو جانبه،عدم فروش وانتقال نفت برای همه حتی برای هم پیمان استراتژی کشورمان یعنی چین. دراین جنگ جمهوری اسلامی ایران نشان داد که برتری نظامی آمریکا به معنای آزادی بی حد و حصرقدرت آمریکا نیست.ترامپ نیز در پی آن است که با آزادی عبور کشتی هااز تنگه هرمز، همچنان هژمونی خود را حفظ کرده وقواعدبازی در منطقه را همچنان در کنترل داشته باشد، موضعی که خود اونیز در نوسان وتوهم فکری شدید در عمل و گفتار،قرار دارد،میان فشاربرای حفظ اعتبار نزد کشورهای حوزه خلیج فارس وهم پیمانان ازیک سو و خستگی سیاسی ازتداوم درگیری ازسوی دیگر… روشن است که دراین بازی، ایران باهمه توان خواهدکوشیدکه تسلط براین جغرافیا راکه به حیات منطقه گره خورده باهر بهایی حفظ کند.ترامپ نیزهم برای حفظ آزادی کشتیرانی وهم زایل نشدن اعتبارش می کوشدکاررا یکسره کرده و دست ایران از تسلط بر تنگه هرمز کوتاه کند.معنی این تقابل روشن است،ادامه وبلکه تشدید کشمکش ودرگیری است. به نظر می رسد،این گره سخت، درهم تنیده و پیچیده است که باجنگ حل شدنی نیست. راه حل چیست؟ادامه سوگیری دو کشور،ویاتعهدبه قوانین بین المللی وشورای امنیت سازمان ملل متحد؟ به نظر می رسدتنها راه، بازگشت به تفاهم نامه ۱۴ماده ای یا شکل تعدیل یافته آن است.ولی تجربه اسلام آباد نشان داد،این بازگشت به تنهایی کافی نیست. همان توافق یکبار امضا وسپس عملاً توسط ترامپ کنارگذاشته شد.چون هیچ کدام از طرفین بدون تضمین بیرونی حاضر به گام برداشتن،نبودند.بنابراین، راه حل واقعی نه تنها درمتن تفاهم، بلکه درساز وکار اجرایی آن نهفته است.گام هایی هم زمان وقابل راستی آزمایی به جای توالی مورد مناقشه وتبدیل نفع مشترک هم پیمانان استراتژی دو کشور در ثبات تنگه هرمز و خلیج فارس از فشار صرف به تعهداجرایی وقابل پایش؛این امر می بایست زیرچتر یک قطعنامه شورای امنیت که فروپاشی یک طرفه توافق برای هرکشوری را پرهزینه می کند،لازم دارد.البته که زمانی اجرایی می شود که رژیم آمریکا به تعهدات بین المللی پایبند و سازمان ملل متحد را بعنوان یک سازمان مرضی الطرفین قبول داشته باشد.