نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
به گزارش پایگاه خبری واژهها، آلودگی برای مردم اهواز تنها یک عدد در گزارشهای محیطزیستی نیست؛ بخشی از زندگی روزمره شهری است؛ از هوای آلوده و گردوغبار گرفته تا فشار بر زیرساختها، محیطزیست و کیفیت زندگی شهروندان.
در چنین شرایطی، عوارض آلایندگی میتواند یکی از مهمترین منابع برای جبران بخشی از پیامدهای فعالیت صنایع و تقویت زیرساختهای شهری باشد؛ منابعی که هرچه سریعتر و منظمتر پرداخت شوند، امکان برنامهریزی و اجرای پروژههای بیشتری را برای شهر فراهم میکنند.
بر اساس قانون، واحدهای آلاینده مشمول پرداخت عوارض سبز هستند و بخشی از این منابع باید در حوزههایی مانند توسعه و نگهداری فضای سبز، حملونقل عمومی، مدیریت پسماند، کاهش و رفع آلودگی، پایش آلایندهها، تصفیه و بازچرخانی فاضلاب و بهینهسازی مصرف آب و انرژی هزینه شود.
این یعنی عوارض آلایندگی قرار نیست صرفاً یک رقم مالی باشد؛ باید اثر آن در زندگی مردم دیده شود.
در اهواز، پرداخت بهموقع این عوارض میتواند به معنای سرعت گرفتن پروژههای توسعه فضای سبز، بهبود حملونقل عمومی، نوسازی ناوگان شهری، بهسازی معابر، اجرای طرحهای محیطزیستی، مدیریت پسماند و تقویت زیرساختهای خدمات شهری باشد.
اهمیت موضوع زمانی بیشتر روشن میشود که بدانیم ارزش پول در فاصله چند سال بهشدت تغییر میکند. اعتباری که امروز میتواند برای اجرای یک پروژه عمرانی هزینه شود، اگر سالها بعد وصول شود، با افزایش هزینه مصالح، تجهیزات و دستمزد، قدرت اجرای بسیار کمتری خواهد داشت.
بنابراین تأخیر در پرداخت عوارض آلایندگی فقط تأخیر در انتقال یک پول نیست؛ میتواند به معنای عقب افتادن اجرای پروژههای عمرانی و کاهش قدرت واقعی اعتبارات باشد.
آمارهای منتشرشده نیز ابعاد این موضوع را نشان میدهد. بر اساس گزارشهای رسمی منتشرشده، از ابتدای سال ۱۴۰۰ تا پایان نیمه نخست ۱۴۰۴، مجموع پرداختی به شهرداری اهواز بابت عوارض کالا و خدمات و عوارض آلایندگی ۱۲ هزار و ۷۳۰ میلیارد تومان اعلام شده که سهم عوارض آلایندگی از آن ۵ هزار و ۵۷۹ میلیارد تومان بوده است.
همچنین در سال ۱۴۰۵، موضوع معوقات عوارض آلایندگی شرکتهای بزرگ نفتی خوزستان بار دیگر مطرح شده و رقم معوقات سالهای ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۴ حدود ۵۰ هزار میلیارد تومان اعلام شده است.
۵۰ هزار میلیارد تومان، اگر بهموقع در اختیار شهر قرار میگرفت، فقط یک رقم در حسابهای مالی نبود؛ میتوانست پشتوانه اجرای مجموعهای از پروژههای بزرگ و کوچک برای ارتقای کیفیت زندگی شهروندان باشد.
با چنین منابعی میتوان در مقیاسهای مختلف برای توسعه فضای سبز و کمربند سبز اهواز، افزایش سرانه فضای سبز، تقویت حملونقل عمومی، خرید و نوسازی اتوبوسها، بهسازی معابر، اجرای طرحهای مدیریت پسماند، مقابله با کانونهای آلودگی، توسعه زیرساختهای محیطزیستی و سایر پروژههای عمرانی و خدماتی برنامهریزی کرد.
برای شهروندی که در اهواز زندگی میکند، نتیجه نهایی باید ملموس باشد؛ پولی که به نام آلودگی از صنایع دریافت میشود، باید در نهایت به کاهش آثار آلودگی و افزایش کیفیت زندگی مردم منجر شود.
از سوی دیگر، آثار آلودگی تنها به محیطزیست محدود نمیشود و میتواند هزینههای اجتماعی و درمانی قابل توجهی به خانوارها تحمیل کند. بیماریهای مرتبط با آلودگی هوا، مراجعه بیشتر به مراکز درمانی، هزینه دارو و کاهش کیفیت زندگی، بخشی از هزینههایی است که شهروندان در مواجهه با آلودگی متحمل میشوند.
از همین رو، مطالبه دیگری نیز در میان شهروندان و فعالان اجتماعی مطرح است: منابع ناشی از آلایندگی باید تا حد امکان بهصورت هدفمند برای کاهش آثار آن بر سلامت و محیطزیست مردم همان مناطق هزینه شود.
مردم اهواز سالهاست در کنار صنایع بزرگ کشور زندگی میکنند و طبیعی است انتظار داشته باشند سهم مسیولیت اجتماعی و قانونی این صنایع نیز به همان اندازه جدی گرفته شود.
پرداخت عوارض آلایندگی، در این نگاه، نه کمک به شهر و نه امتیازی برای مدیریت شهری است؛ حق قانونی مردم و بخشی از مسیولیت صنایع در قبال جامعهای است که در مجاورت آنها زندگی میکند.
اکنون مطالبه شهروندان اهواز روشن است:
صنایع آلاینده عوارض خود را بهموقع پرداخت کنند تا پول آلودگی، پیش از آنکه ارزش خود را از دست بدهد، به پروژههای آبادانی، محیطزیست، خدمات شهری و ارتقای کیفیت زندگی مردم تبدیل شود.
اهواز بیش از آنکه به وعدههای آینده نیاز داشته باشد، به منابعی نیاز دارد که امروز باید برای ساختن فردای شهر در اختیارش قرار گیرد.
مطالبه مردم ساده است: اگر آلودگی سهم خود را از زندگی اهواز گرفته است، عوارض آن باید سهم خود را در آبادانی اهواز نشان دهد.