خانم معاون زنان رئیس جمهور؛ صدور گواهینامه موتور سواری مهم است، اما اولویت زنان ایران نیست

نهاد اسماعیلی منش-انتشار پیامک سراسری درباره نهایی شدن صدور گواهینامه موتورسیکلت برای زنان، آن‌هم در شرایطی که معیشت و اشتغال به دغدغه اصلی بخش بزرگی از زنان ایران تبدیل شده، این پرسش جدی را ایجاد می‌کند که اولویت‌گذاری در معاونت زنان و خانواده بر چه مبنایی انجام می‌شود. نفسِ این تصمیم قابل دفاع و در […]

نهاد اسماعیلی منش-انتشار پیامک سراسری درباره نهایی شدن صدور گواهینامه موتورسیکلت برای زنان، آن‌هم در شرایطی که معیشت و اشتغال به دغدغه اصلی بخش بزرگی از زنان ایران تبدیل شده، این پرسش جدی را ایجاد می‌کند که اولویت‌گذاری در معاونت زنان و خانواده بر چه مبنایی انجام می‌شود. نفسِ این تصمیم قابل دفاع و در مسیر رفع تبعیض است، اما نحوه برجسته‌سازی و میزان تمرکز رسانه‌ای بر آن، با واقعیت‌های امروز زندگی زنان هم‌خوانی ندارد.

در شرایطی که تورم، بیکاری و ناامنی شغلی، بار سنگینی بر دوش زنان ـ به‌ویژه زنان سرپرست خانوار و زنان تحصیل‌کرده بیکار ـ گذاشته، انتظار می‌رفت تمرکز سیاست‌گذار بر ایجاد فرصت‌های واقعی اشتغال، تسهیل دسترسی زنان به بازار کار، حمایت از کسب‌وکارهای خرد، بیمه زنان خانه‌دار و کاهش شکاف دستمزد باشد. مسائلی که هر روز زندگی میلیون‌ها زن را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد و مطالبه‌ای عمومی و فوری است.

واقعیت این است که تنها درصد محدودی از زنان، آن‌هم عمدتاً در کلان‌شهرها، یا موتورسواری می‌کنند یا اساساً توان خرید موتورسیکلت را دارند. در مقابل، میلیون‌ها زن با مدارک دانشگاهی، سال‌هاست در صف انتظار شغل مانده‌اند یا در مشاغل ناپایدار و کم‌درآمد فعالیت می‌کنند. در چنین وضعیتی، این سؤال مطرح می‌شود که آیا پرداختن گسترده به این موضوع، بیش از آنکه یک ضرورت اجتماعی باشد، کارکردی رسانه‌ای و نمادین ندارد؟

بی‌تردید رفع محدودیت‌های قانونی از زنان، از جمله در حوزه حمل‌ونقل، اقدامی مثبت است؛ اما سیاست‌گذاری مؤثر، نیازمند تشخیص درست «اولویت»‌هاست. اولویت امروز زنان ایران، امنیت شغلی، معیشت پایدار، دسترسی برابر به فرصت‌ها، حمایت از مادران شاغل، کاهش تبعیض‌های ساختاری و فراهم شدن امکان مشارکت واقعی در اقتصاد و تصمیم‌سازی است؛ مسائلی که کمتر دیده می‌شوند اما اثرگذاری عمیق‌تری دارند.

خانم بهروزآذر؛ اگر قرار است صدای زنان شنیده شود، بهتر است این صدا از دل مطالبات روزمره و فراگیر آنان برخیزد، نه از موضوعاتی که گرچه قابل دفاع‌اند، اما مسأله اصلی اکثریت زنان نیستند. تمرکز بر اولویت‌های معیشتی و اشتغالی، نه‌تنها اعتماد اجتماعی را تقویت می‌کند، بلکه نشان می‌دهد سیاست‌گذاری زنان، بر پایه واقعیت‌های زندگی آنان و نه صرفاً بازتاب‌های رسانه‌ای، شکل گرفته است.